تبليغاتX
Download World
 زندگی نامه یانی

نام:یانی         

نام خانوادگی:سوتیریوس کریسومالیس(Sotirios Chryssomallis)  

تاریخ تولد:14 نوامبر 1954 (23 آبان 1333)

محل تولد:کالاماتا-یونان

رشته درسی مورد علاقه:روانشناسی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 1:31  
 زندگی نامه کتیون ریاحی
زندگينامه كتايون رياحي چاپ
Image


نام اصلي: كتايون

نام خانوادگي اصلي: رياحي

سمت (در بخش هاي): بازيگران،

تاريخ تولد: 1340محل تولد: تهران

مدرك تحصيلي: ليسانس ادبيات و مردم شناسي

شروع فعاليت سينمايي با فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) در سال 1366.
با نويسندگي براي كودكان شروع كرد و با فيلم خبرچين (مازيار پرتو، نصرالله زمرديان) به سينما آمد. اما فيلم در نيمه راه متوقف شد و او براي بازي در فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) انتخاب شد.
در آن زمان در سينما چندان موفق نبود اما با بازي در مجموعه پدرسالار (اكبر خواجويي) توانست خود را مطرح كند و حضور او در مجموعه هاي روزهاي زندگي (سيروس مقدم) و خصوصا سريال پس از باران از او چهره محبوبي ساخت.
رياحي موفق شد در مجموعه هاي پس از باران و شب دهم (حسن فتحي) بازي بسيار زيبايي ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوري از سينما با بازي در شام آخر(فريدون جيراني) مهمترين و زيباترين بازي دوران زندگي خود را به معرض نمايش گذاشت و براي بازي در همين فيلم كانديداي جايزه بهترين بازي نقش اول زن از بيستمين جشنواره فيلم فجر شد.
اين زن حرف نمي زند (احمد اميني) ديگر فيلمي بود كه توانايي هاي كتايون رياحي را به رخ همگان مي كشيد. رياحي براي بازي در اين فيلم هم كانديد جايزه از هفتمين جشن خانه سينما شد.
برنده جايزه بهترين بازيگر زن از بيست و ششمين جشنواره فيلم قاهره براي بازي در فيلم شام آخر در سال ١٣٨١.

1383تارا و تب توت فرنگي ( سعيد سهيلي ) [بازيگر]

1382 اين زن حرف نمي زند ( احمد اميني ) [بازيگر]

1381 بانوي من ( يدالله صمدي ) [بازيگر]

1381 جايي ديگر ( مهدي كرم پور ) [بازيگر]

1380 شام آخر ( فريدون جيراني ) [بازيگر]

1375 لاك پشت ( علي شاه حاتمي ) [بازيگر]

1374 ماه مهربان ( قاسم جعفري ) [بازيگر]

1371 تماس شيطاني ( حسن قلي‌زاده ) [بازيگر]

1371 قافله ( مجيد جوانمرد ) [بازيگر]

1369 آپارتمان شماره 13 ( يدالله صمدي ) [بازيگر]

1369 حكايت آن مرد خوشبخت ( غلامرضا حيدرنژاد ) [بازيگر]

1367 آخرين لحظه ( فرخ انصاري بصير ) [بازيگر]

1367 كشتي آنجليكا ( محمدرضا بزرگ نيا ) [بازيگر]

1366 پاييزان ( رسول صدرعاملي ) [بازيگر]

1366 غريبه ( رحمان رضايي ) [بازيگر]

> كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 7 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1382 ]

.................................................................


>> كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 4 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1383 ]

.................................................................


>> 5 - پنجمين بازيگر نقش اول زن سال (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 18 منتخب نويسندگان و منتقدان (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

.................................................................


>> كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 20 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1380 ]

.................................................................


>> كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]

|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 13:42  
 زندگی نامه انجلینا
Angelina Jolie

زندگی نامه ، بیوگرافی و عکس های هنرپیشه خارجی انجلینا جولی وویت

اطلاعات شخصی

نام اصلی: آنجلینا جولی وویت

سال تولد: 4 ژوئن، 1977

محل تولد: کالیفرنیا، آمریکا

قد:171 cm

وزن:حدود 59 kg

همسران

همسر اول: جانی لی میلر

همسر دوم: بیلی باب تورنتون

همسر فعلی: ویلیام بردلی پیت



آنجلینا جولی ویت در ۴ ژوئن ۱۹۷۴در لس آنجلس به دنیا آمد. آنجلینا فرزند دو هنرپیشه معروف جان ویت - Jon Voight - ( برنده جایزه اسکار ) و مارچلین برترند - Marchelin Bertrand - است. آنجلینا پس از جدایی پدر و مادرش ، به همراه مادرش به شهر های نیویورک ، لس آنجلس و لندن سفر کرد ، در این زمان او به عنوان یک مدل حرفه ای شناخته شد ...

سپس برای همیشه در نیویورک ساکن شدند. در این زمان آنجلینا وارد تئاتر لی استارزبرگ و پس از آن دانشگاه نیویورک شد و در همین هنگام بازی در تئاتر را به صورت حرفه ای آغاز نمود . همچنین در ویدئو های چندین خواننده از جمله گروه میت لوف ، لنی کراوتیز و آنتونلووندیتی ظاهر شد. به علاوه او در ۵ فیلم مدرسه ای به کارگردانی برادرش برای مدرسه USC ظاهر شد.
آنجلینا به زودی اولین فیلم سینمایی خود را با ایفای نقش کوچکی در سال 1993 در فیلم Cyborg 2 آغاز کرد و به دنبال آن در سال 1995 با بازی در فیلم Hackers توانست نشان دهد که قابلیت های هنری فراوانی در او وجود دارد.
( اولین بازی اصلی آنجلینا در فیلم Cyborg 2 بوده است اما پیش از آن در فیلم lookin to Get Out نقش بسیاری کوتاهی ایفا نموده که به عنوان اولین فیلم حرفه ای او شناخته نمی شود - آنجلینا در این فیلم 8 سال داشته )
با بازی در فیلم Train spotting ساخته جانی لی میلر او رسما به عنوان یک هنرپیشه هالیوود شناخته شد و همین فیلم نیز سبب آشنایی وی با میلر و ازدواج کوتاه مدت آنها شد.
پس از مدتی حضور در فیلم های متوسط سر انجام جولی توانست با بازی در نقش همسر جورج والاس - Georg Wallace - در فیلم سینمایی تلویزیونی با همین نام در سال ۱۹۹۷ برنده جایزه گلدن گلاب شود. همچنین وی با بازی در نقش اول فیلم جیا - Gia - تبدیل به یک سوپر استار در دنیای هالیوود شد.
از این پس آنجلینا به یکی از بزرگترین ستارگان هالیوود مبدل گشت و عکس های او بر روی مجلات مختلف ماه ها ماندگار شد ، برنامه های تلویزیون مشتاق مصاحبه با او بودند تا آن زمان که با بازی در سری فیلم های مهاجم مقبره - Tomb Raider - به اوج شهرت هنری خود رسید.
آنجلینا یک ازدواج ناموفق دیگر را نیز تجربه کرد این بار نیز تنها توانست از ۵ می ۲۰۰۰ تا ۲۷ می ۲۰۰۳ با بیلی باب همسر دومش همراه باشد ... ثمره ی این ازدواج یک فرزند برای آنجلینا بود.
در سال ۲۰۰۳ پس از این اتفاقات آنجلینا در نقش یک دختر ثروتمند در فیلم Beyond Bordres ظاهر شد.
اما سال ۲۰۰۴ به دلیل حضور او در فیلم های اسکندر بزرگ - Alexander the Great - ساخته ی الیور استون در نقش مادر اسکندر مقدونی با بازی کالین فارل - Colin Farrell - و نیز همبازی شدن با برنده ی جایزه ی اسکار جینت پالترو - Gwyneth Paltrow - در کاپیتان اسکای : دنیای فردا - Sky captain : The world of tomorrow - و هم چنین فیلم گرفتن جانها - Taking Lives - و بازی در نقش افسرارشد FBI سال بسیار پر ثمری را گذراند.
آنجلینا هم اکنون در زمره ی ۱۰ بازیگر مشهور زن هالیوود قرار دارد !


افتخارات : برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم Girl, Interrupted
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم Girl, Interrupted
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم George Wallace
- به ترتیب درسال های ۱۹۹۹ و ۱۹۹۷
جوایز: جایزه اسکار و جایزه گلدن گلاب : دختر از هم گسیخته (1999)

فیلموگرافی برگزیده :

Cyborg 2
Hackers
Without Evidence
Love is All There is
Foxfire
Gia
Hell's Kitchen
Girl, Interrupted
Gone in 60 seconds
Orginal Sin
Taking Lives
Lara Craft : Tomb Raider
Lara Craft Tomb Raider : The Cradle ofLlife
Voice of Lola ) Shark Tale )
Alexander
Mr. & Mrs. Smith
The Good Shepherd
Beowulf



فرزندخوانده های آنجلینا جولی:

پسر: مادوکس جولی ، اهل کامبودیا میباشد که توسط آنجلینا در سال 2002 به فرزندخواندگی پذیرفته شد.



دختر: زهرا مارلی جولی ،اهل اتیوپی میباشد که پدر و مادرش بر اثر بیماری ایدز جان باختند و آنجلینا وی را در سال 2005 به فرزند خواندگی قبول کرد.

پسر: پکس تین جولی پیت در ماه مارس 2007 به فرزند خواندگی قبولش کردند. ویتنامی بوده و متولد سال 2003 میلادی.

فرزندان اصلی جولی-پیت

دختر: شیلو نوول جولی پیت. متولد ۳ ژوئن 2006

دختر و پسر (۲قلو) : دختری به نام ویوین مارشلین (که مارشلین نام مادر مرحوم خانوم جولیه که بر اثر سرطان فوت کرد*) و ناکس لئون نام پسر آنهاست. متولد 8/4/2008
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 19:49  
 پولدارترین فرد جهان(بیل گیتس)
1- بیل گیتس در هر ثانیه 250 دلار آمریکا درامد داره، یعنی 20 میلیون دلار در روز و 8/7 میلیارد دلار در سال !

 

2 – اگر 1000 دلار از دست وی بر زمین بیوفته به خودش این دردسر رو نمیده که برش داره، چون در 4 ثانیه ای که برداشتنش طول میکشه، این پول عایدش شده!

3 – آمریکا در حدود 62/5 هزار میلیارد دلار بدهی داره و بیل گیتس به تنهایی میتونه ظرف 10 سال تمام بدهی آمریکا را بازپرداخت کنه!

 

4 – او میتونه نفری 15 دلار به همه جمعیت جهان بده و باز هم 5 میلیون دلار در جیبش باقی خواهد ماند!

 

5 – اگر مایکل جردن یعنی گرانترین ورزشکار آمریکایی هیچ آب و غذایی نخوره و همه 30 میلیون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز کنه، 227 سال طول خواهد کشید تا به ثروتمندی بیل گیتس بشه!

 

6 – اگر بیل گیتس رو به صورت یک کشور تصور کنیم، 37 مین کشور ثروتمند جهان میشه! یا به تنهایی درامدی برابر سیزدهمین کمپانی عظیم آمریکایی خواهد داشت، حتی بیشتر از آی بی ام!

 

7 – اگر همه ثروت بیل گیتس رو تبدیل به یک دلاری کنیم ، میشه جاده ای از ماه تا زمین باهاش کشید که 14 بار رفته و برگشته! ولی ساخت این جاده، 1400 سال طول خواهد کشید و 713 بوئینگ 747 باید برای جابجایی این پول ها پرواز کنند .

 

۸– اما !!! اگر کاربران ویندوزهای مایکروسافت بتونن بابت هرباری که کامپیوترشون هنگ میکنه، یک دلار از بیل گیتس خسارت بگیرن، وی تنها در 3 سال ورشکست خواهد شد !

۹- به تازگی در خبر ها شنیدیم که بیل گیتس در جمع ثروتمندان جهان از رتبه اول به دوم سقوط کرده که

به نظر من اگه ما ۷۰ میلیون ایرانی هم نرم افزار های شرکت او را به صورت اوریجینال خریداری می کردیم

این اتفاق پیش نمی اومد .

بیل گیتس را بهتر بشناسیم ( راه موفقیت او(

ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس (BillGates) رئیس و موسس شرکت مایکروسافت .

در حال حاضر مایکروسافت با بیش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص 25.3 میلیارد دلار در پایان سال مالی 2001 یکی از موفقترین شرکتهای ایالات متحده امریکا و یکی از راهبران صنعت کامپیوتر بوده است. بیل گیتس در 28 اکتبر سال 1955 در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل امریکا متولد شد.پدر بیل , ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشنایان شهر سیاتل است و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضا هیئت مدیره United Way International بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت. بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثیر بسیار گرفت. او از همان دوران کودکی خود روحیه رقابت طلبی خود را نشان داد و سعی می کرد تا در هر زمینه ای از دوستان خود پیش باشد. گیتس تحصیلات ابتدای خود را در مدرسه عمومی Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپیوتر آشنا شد .        

   در آغاز یکی سالهای تحصیلی مسئولان مدرسه Lakeside تصمیم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان, یک ترمینال کامپیوتر اجاره کنند و در اختیار دانش آموزان قرار بدهند. در این هنگام بیل گیتس با کامپیوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سیزده سالگی اولین نرم فزار خود را که یک بازی ساده بود نوشت. گیتس به همراه دوست خود پل آلن (Paul Allen ) که دو سال از گیتس بزرگتر بود و در زمینه سخت افزار کامپیوتر هم مهارت داشت , بیشتر وقت خود را به برنامه نویسی در اطاق کامپیوتر Lakeside میگذراند. گیتس در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است آشنا شد. گیتس زمانی که در هاروارد بود یک نسخه از زبان BASIC را برای کامپیوتر MITS Altair طراحی کرد. بیل گیتس در سال 1975 به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی بنام Microsoft با شعار " در هر خانه یک کامپیوتر " ایجاد کرد . مایکروسافت انواع زبانهای برنامه سازی را برای کامپیوترهای مختلف تولید میکرد. در آن زمان مایکروسافت فقط 40 کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار میکردند و کل فروش آن فقط 2.4 میلیون دلار در سال بود .

در سال 1980 شرکت IBM برای اینکه از بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا کامپیوتر خود را که PC نام گرفت و کامپیوترهای امروزی نیز مبتنی بر آن هستند , بسازد و وارد بازار کند . IBM تصمیم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و IBM قراردی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم افزارهای سازگار با کامپیوترهای شخصی IBM تولید کند.کامپیوتر های جدید IBM از پردازنده های 16 بیتی 8088 شرکت اینتل استفاده میکرد. بنابراین مایکروسافت برای فروش زبانهای برنامه سازی خود به یک سیستم عامل 16 بیتی نیاز داشت . در آن زمان شخصی بنام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک کامپیوتر 16 بیتی کوچک ساخته بود و برای آن یک سیستم عامل ساده 16 بیتی نوشت که نام DOS 86 را برای آن انتخاب کرده بود . بیل گیتس کلیه حقوق سیستم عامل DOS 86 را با قیمت 75 هزار دلار بدست آورد . بیل گیتس و پل آلن سیستم DOS 86 را متناسب با کامپیوتر های شخصی IBM تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودن و از آن یک سیستم عامل قوی 16 بیتی ساختند . مایکروسافت این سیستم عامل را MS-DOS نامید . MS-DOS برروی کامپیوترهای شخصی IBM جای گرفتند و IBM درصدی از فروش کامپیوترهای PC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت می پرداخت . و رفته رفته امپراطوری آقای بیل گیتس بر روی MS-DOS بنیان نهاده شد . بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی Windows  و محصولات موفق دیگر گامهای بزرگتری بسوی موفقیت برداشت.طبق آخرین آمار بیش از 95 درصد از دارندگان کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف مایکروسافت استفاده میکنند. درحال حاضر بیل گیتس با بیش از 50 میلیارد دلار, ثروتمندترین مرد دنیا شناخته شده است.او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده. یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد با هوش در این شرکت است.گیتس زمانی که فقط 19 سال داشت مایکروسافت را مدیریت میکرد . او بقدری کار میکرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی کرد و به همراه کارمندان خود بسختی برروی پروژه های مختلف و سفارش مشتریان کار میکرد . گیتس در سال 1994 با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر (متولد سال 1996) و یک پسر (متولد سال 1999) بوده است . بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندین موسسه خیره در سراسر دنیا تاسیس کرد . هم اکنون بیل گیتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است .                                                                     .



omid20000.blogfa


|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 23:6  
 زندگی نامه امین حیایی
زندگينامه امين حيايي چاپ

Image

امین حیایی متولد ۱۹ خرداد ۱۳۴۹ در قیطریه تهران است، او فرزند بزرگ خانواده است، برادر کوچکتر او امید نام دارد که در کار های مربوط به موسیقی فعالیت میکند، نام همسر او نیلوفر خوش خلق است و آنها دارای یک پسر به نام دارا حیایی میباشند، امین مادرش را تک ستاره ی زندگیش میداند وبه او علاقه ی شدیدی دارد، مادرش معلم است وپدرش شغل آزاد دارد. رنگ مورد علاقه ی او سبز است، به بازی بازیگرانی نظیر ال پاچینو و عزت ...انتظامی علاقه دارد، والیبال و موج سواری ورزش های مورد علاقه ی او هستند، یک خواهر زاده به نام امیر علی دارد که او را بسیار دوست می دارد، دایی امین نیز از نقاشان ایران محسوب میشود. به قول رضا رشید پور (در برنامه ی عبور شیشه ای از همان بچگی نیز پولساز بوده است به این ترتیب که بچه های همسایگان را در پارکینگ منزل جمع می کرد وبا چوب وحلب وپارچه نمایش به راه می انداخت وپانتومیم اجرا می کرد در ضمن بلیط های این نمایش به گفته ی خودش دانه ای یک قران بوده است.)
امین حیایی از میان بازیگران زن سینما ی ایران با هدیه تهرانی و مهناز افشار راحت است، محمد رضا گلزار نیز یکی از دوستان صمیمی او در عرصه ی سینما است. اولین تجربه ی سینمایی او دو همسفر به کارگردانی اصغر هاشمی است که ثریا قاسمی او را کشف و به این کارگردان معرفی نمود در ضمن امین حیایی زندگی هنری خود را مدیون اوست. از سال ۱۳۷۰ وارد عرصه ی هنر شده است، شروع کار طنز او با فیلم عروس خوش قدم است ۸ یا ۹ سال است که هم گیتار می نوازد وهم میخواند، نوازندگی را بیشتر از خوانندگی دوست داردو در فیلم بوی بهشت بالاجبار نقش یک خواننده را بازی کرد. در سال ۱۳۷۳ با پرویز پرستویی در فیلم آپارتمان همبازی شد، برای بازی در فیلم زن زیادی به کارگردانی تهمینه میلانی برنده ی سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد شد، نقش مکمل عروس خوش قدم برای او کاندیداتوری جشن خانه ی سینما را برایش به ارمغان آورد وهم چنین نقش اصلی دختر ایرونی که با بازی روانش جایزه ی حافظ جشن دنیای تصویر را از آن خود کرد از نظر او زیاد بازی کردن اشکالی ندارد زیرا دوران اوج و سرحالی یک بازیگر چندان طولانی نیست پس بهتر است از این سال های طلایی نهایت استفاده را بکنی!می گوید سعی میکنم در هر فیلمی بهترین بازی ام را ارائه دهم تا فیلم در گیشه با فروش خوبی روبرو شود وخیلی به این موضوع که امین حیایی بازیگر بفروشی است اعتقاد ندارم (که البته این هم از فروتنی وتواضع ایشان است )می گوید از پیری نمی ترسم پیری هم جزئی از زندگی است و فکر میکنم دوران شیرینی باشد وکسانی که میخواهند پیری من را ببینند به فیلم شام عروسی مراجعه کنند امین می گوید کلاه پهلوی سریالی ماندگار خواهد شد زیرا تیم بازیگری آن حرفه ای وکارگردان توانمندی دارد، امین بیشتر اوقات وقت رفتن به سینما را ندارد ومنتظر می ماند تا سی دی آنها به بازار بیاید البته سی دی مجاز فیلم ها و بعد آن را از تلویزیون منزل تماشا میکند، ابتدا قرار بود امین حیایی نقش ناصر ملک را در فیلم قرمز بازی کند وحتی فیلم قرمز تا دو هفته با بازی او فیلمبرداری شد اما سرانجام امین حیایی به دلیل بیماری از این فیلم کنار کشید و حدود ده سال بعد با فریدون جیرانی کارگردان فیلم قرمز در سه فیلم جداگانه ی ستاره ها کار کرد تا به امروز دو کاست با صدای خودش روانه ی بازار کرده است فروش میلیاردی اخراجی ها او را به یکی از پولساز ترین بازیگران مرد سینمای ایران تبدیل کرد، می گوید اگر سی دی غیر مجاز اخراجی ها وارد بازار نمی شد این فیلم به راحتی در تهران سه میلیارد تومان می فروخت، محمد رضا شریفی نیا از حضور او در بیشتر فیلم های سینمایی استفاده میکندو جدیدترین همکاری مشترک آنها در فیلم دایره‌ی زنگی به کارگردانی پریسا بخت اور است و...خیلی ها می گفتند او به درد بازیگری نمی خورد اما در حال حاضر حیایی یکی از گرانترین بازیگران سینمای ایران است که به خاطر پرکاری‌اش عملا به پر در آمد ترین بازیگر سینمای ایران تبدیل شده است.


فیلم شناسي:

دوهمسفر 1370

دوروی سکه 1371

پرتگاه 1372

حامی 1372

مرد کوچک 1373

گارد ویژه 1374

براده های خورشید 1374

سیب سرخ حوا 1376

علف های هرز1377

دست های آلوده 1378

بادام های تلخ 1378

تکیه برباد 1379

مانی وندا 1379

مونس 1379

مزاحم 1380

اثیری 1380

عروس خوش قدم 1381

دختر ایرونی 1381

بوی بهشت 1381

رز زرد 1381

کما 1382

شکلات 1382

مهمان مامان 1382

عروس فراری(۱۳۸۳)

نقاب 1383

سرود تولد 1383

چه کسی امیر را کشت؟ 1384

ستاره ها 1384

شام عروسی 1384

آکواریم 1384

تله 1384

سنگ کاغذ قیچی 1385

مهمان 1385

هرشب تنهایی 1386

و دایره زنگی 1386

شب 1386


مجموعه تلویزیونی:


آپارتمان 1372

روزگار جوانی 1377

همسایه ها 1379

-------------------------------

منبع : www.3sut.com

|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 0:4  
 زندگی نامه هدیه تهرانی
زندگی نامه  هدیه‌ تهرانی

هدیه‌ تهرانی‌ یكی‌ از معدود ستارگان‌ واقعی‌ تاریخ‌ سینمای‌ ایران‌ است‌. از آن‌ معدود نام‌هایی‌ كه‌ طی‌ ۱۰ سال‌ گذشته‌ ، اسمش‌ به‌ روی‌ پوسترهای‌ سینما، فروش‌ فیلم‌ را تا حد زیادی‌ تضمین‌ می‌كند.
طی‌ ۱۰ سال‌ گذشته‌ فیلم‌های‌ بسیاری‌ از او در فهرست‌ پرفروش‌های‌ سال‌ قرار گرفته‌اند. زندگی‌ سینمایی‌ او علی‌رغم‌ تمام‌ شایعات‌ و جنجال‌ها، همچنان‌ با قدرت‌ تمام‌ ادامه‌ دارد. در فهرست‌ فیلم‌های‌ او، می‌توان‌ علاقه‌ یك‌ بازیگر محبوب‌ را به‌ قبولاندن‌ تصویر متفاوتی‌ از خود به‌ عنوان‌ بازیگری‌ قدرتمند پیدا كرد.
او در حداقل‌ دو فیلم‌ شوكران‌ و چهارشنبه‌سوری‌ نشان‌ داده‌ كه‌ از توانایی‌های‌ ویژه‌یی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ بازیگر سینما برخوردار است‌ و كار خود را كاملا جدی‌ می‌گیرد. خودش‌ اذعان‌ دارد در بدو ورودش‌ به‌ سینما اینگونه‌ نبود و سینما برایش‌ یك‌ وجه‌ تفنن‌ بیشتر نبود.
او را محمدرضا شریفی‌نیا كشف‌ كرد و به‌ هدایت‌ فیلم‌ معرفی‌ كرد. برای‌ ایفای‌ نقش‌ در فیلم‌ روز واقعه‌. در تست‌های‌ بازیگری‌ قبول‌ نشد و نقش‌ به‌ لادن‌ مستوفی‌ رسید. دو سال‌ بعد، كیانوش‌ عیاری‌ از روی‌ عكسش‌، او را برای‌ بازی‌ در فیلم‌ بودن‌ یا نبودن‌ انتخاب‌ كرد، اما طولانی‌ شدن‌ روند تولید فیلم‌، موجب‌ شد تا تهرانی‌ جذب‌ پروژه‌ سلطان‌ شود. (نقش‌ بودن‌ یا نبودن‌ عاقبت‌ به‌ عسل‌ بدیعی‌ رسید).
كیمیایی‌ شخصا برای‌ مذاكره‌ با این‌ چهره‌ عازم‌ مذاكره‌ با او شد و بلافاصله‌ او را تایید كرد. اینگونه‌ بود كه‌ هدیه‌ تهرانی‌ در ۲۴ سالگی‌ بالاخره‌ وارد عرصه‌ سینما شد.
حالا ۱۰ سال‌ گذشته‌ است‌ و تهرانی‌ علاوه‌ بر تثبیت‌ خود به‌ عنوان‌ یك‌ كاراكتر ثابت‌ با ویژگی‌هایی‌ مثل‌ خونسردی‌، نفوذناپذیری‌ و نگاه‌ از بالا به‌ مردان‌، توانسته‌ تجربیات‌ متفاوتی‌ را نیز در نقش‌ زنان‌ زخم‌ خورده‌ و شكست‌ خورده‌ از سر بگذراند.
حالا او می‌تواند با غرور به‌ كارنامه‌ سینمایی‌اش‌ نگاه‌ كند.تهرانی‌ در ادامه‌ تجربیات‌ ویژه‌اش‌، حالا حضور در آخرین‌ فیلم‌ بهمن‌ قبادی‌ را نیز از سر گذرانده‌ و او پروژه‌ ایرج‌ كریمی‌ و منیژه‌ حكمت‌ را هم‌ در دستور كار دارد.
آن‌ دختر ۲۴ ساله‌ فیلم‌ سلطان‌، اكنون‌ زنی‌ است‌ در اوج‌ محبوبیت‌ كه‌ در میان‌ منتقدان‌ و اهالی‌ سینما نیز از محبوبیت‌ شگرفی‌ برخوردار است‌. دو سیمرغ‌ بلورین‌ (برای‌ قرمز و چهارشنبه‌سوری) و یك‌ تندیس‌ خانه‌ سینما كه‌ هفته‌ پیش‌ به‌ او تعلق‌ گرفت‌، نشانه‌هایی‌ از كمال‌ یك‌ بازیگر هستند.
‌‌

●● بهترین‌ فیلم‌ها


● سلطان
حضور ناگهانی‌ هدیه‌ تهرانی‌ در اقتباس‌ مسعود كمیایی‌ از جیب‌بر خیابان‌ جنوبی‌، در نقش‌ دختر یك‌ سرایدار كه‌ از كاراكتر قدرتمندی‌ برخوردار است‌. هدیه‌ تهرانی‌ در اولین‌ فیلم‌، بازیگر خوبی‌ نیست‌. نه‌ میمیك‌ خوبی‌ دارد، نه‌ بیان‌ قدرتمندی‌ اما از همان‌ اولین‌ فیلم‌ یك‌ ویژگی‌ خاص‌ را نمایش‌ می‌دهد. در هیچ‌ صحنه‌یی‌ حاضر به‌ قبول‌ برتری‌ بازیگر روبرویش‌ نیست‌.
او در تمام‌ صحنه‌هایی‌ كه‌ با فریبرز عرب‌نیا همبازی‌ است‌، تمام‌ انگاره‌های‌ موجود درباره‌ نقش‌ زن‌ در چنین‌ فیلم‌هایی‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار می‌دهد. سلطان‌ در جشنواره‌ فجر چندان‌ مورد توجه‌ قرار نگرفت‌. اما برخی‌ از منتقدان‌ و كارشناسان‌ مجذوب‌ كاراكتر خاص‌ هدیه‌ تهرانی‌ در این‌ فیلم‌ شدند.


● غریبانه
كاراكتر تهرانی‌ به‌ شكلی‌ افراطی‌ در غریبانه‌ به‌ نمایش‌ در می‌آید. یك‌ خانم‌ دكتر لجباز و پرخاشگر، كه‌ در پناه‌ این‌ كاراكتر خشن‌ خود، درون‌ زخم‌پذیر و زنانه‌ خود را پنهان‌ می‌كند. در غریبانه‌ با ابوالفضل‌ پورعرب‌ همبازی‌ بود و به‌ نسبت‌ فیلم‌ سلطان‌، بازی‌ متكامل‌تری‌ از خود نشان‌ می‌دهد. منتقدان‌ و كارشناسان‌ نكته‌یی‌ را كشف‌ كردند، غریبانه‌ مثل‌ سلطان‌ پرفروش‌ از آب‌ درآمد.


● قرمز
یك‌ بازی‌ حیرت‌انگیز از هدیه‌ تهرانی‌. این‌ بار با محمدرضا فروتن‌ همبازی‌ است‌. بازی‌ فوق‌العاده‌ او در نقش‌ زنی‌ كه‌ در مقابل‌ ستم‌ مرد و خانواده‌اش‌ سر به‌ طغیان‌ برمی‌دارد و حتی‌ تا كشتن‌ او پیش‌ می‌رود، بسیار به‌ طبع‌ دختران‌ و زنانی‌ كه‌ پس‌ از فضای‌ دوم‌ خرداد، حال‌ و هوای‌ جدیدی‌ را تجربه‌ می‌كردند، خوش‌ آمد.
فیلم‌ یك‌ جایزه‌ سیمرغ‌ بلورین‌ بهترین‌ بازیگری‌ را برای‌ او به‌ ارمغان‌ آورد، آن‌ هم‌ در حالی‌ كه‌ رقیب‌ بزرگی‌ مثل‌ نیكی‌ كریمی‌ در فیلم‌ دوزن‌ را همراه‌ خود داشت‌. قرمز اعلام‌ موجودیت‌ هدیه‌ تهرانی‌ در عرصه‌ سینمای‌ ایران‌ بود. قرمز باز هم‌ پرفروش‌ از آب‌ درآمد.


● شوكران
قدرت‌نمایی‌ باورنكردنی‌ از هدیه‌ تهرانی‌. فیلمنامه‌ دقیق‌ و سنجیده‌ فیلم‌ این‌ اجازه‌ را می‌دهد تا هدیه‌ تهرانی‌ با مفهوم‌ كاراكتر تثبیت‌ شده‌اش‌ بازی‌ كند و حدسیات‌ تماشاگر را بر هم‌ بزند. او در ابتدا زنی‌ بی‌بندوبار به‌ نظر می‌رسد كه‌ هراسی‌ از ویران‌ ساختن‌ زندگی‌ مرد روبرویش‌ ندارد، اما بتدریج‌ مشخا می‌شود كه‌ او یك‌ قربانی‌ است‌.
قربانی‌ رسم‌ و رسوم‌ جامعه‌ كه‌ آماده‌اند زنی‌ مستقل‌ و متكی‌ به‌ خود مانند او را در چرخدنده‌ سوءبرداشت‌ها نابود كنند. شوكران‌ یكی‌ از بهترین‌ فیلم‌های‌ پس‌ از انقلاب‌ ایران‌ است‌ كه‌ بخش‌ عمده‌یی‌ از قدرت‌ خود را از بازی‌ غافلگیرانه‌ هدیه‌ تهرانی‌ كسب‌ می‌كند.

 
● كاغذ بی‌خط
تجربه‌ بازی‌ تهرانی‌ با یكی‌ از مشهورترین‌ كارگردان‌های‌ ایران‌ بیشتر به‌ نفع‌ هدیه‌ تهرانی‌ تمام‌ شد. فیلم‌ ناصر تقوایی‌، بخاطر ریتم‌ كندش‌ چندان‌ مورد استقبال‌ تماشاگران‌ قرار نگرفت‌، اما هدیه‌ تهرانی‌ در نقش‌ زنی‌ خانه‌دار كه‌ دنیایی‌ خیالبافانه‌ برای‌ خودم‌ ترسیم‌ كرده‌ و می‌خواهد تا تجربه‌های‌ جدیدی‌ را پشت‌ سر بگذارد فوق‌العاده‌ و دیدنی‌ است‌. تهرانی‌ این‌ بار با خسروشكیبایی‌ همبازی‌ است‌ و باز هم‌ سر سوزنی‌ از همتای‌ خود كم‌ نمی‌آورد.


● دنیا
اولین‌ تجربه‌ هدیه‌ تهرانی‌ در سینمای‌ كمدی‌، یك‌ موفقیت‌ تجاری‌ كامل‌ بود. این‌ بار او در نقش‌ زنی‌ مجرد و از فرنگ‌ برگشته‌ است‌ كه‌ دنیای‌ آرام‌ و بی‌سكون‌ مرد صاحبخانه‌اش‌ (با بازی‌ محمدرضا شریفی‌نیا) را به‌ شكل‌ كامل‌ برهم‌ می‌زند و او را شیفته‌ خود می‌سازد.
در برخی‌ صحنه‌ها اعتمادبه‌نفس‌ تهرانی‌ در ادای‌ كلمات‌ با لهجه‌ فرنگی‌ كمی‌ تو ذوق‌ می‌زند اما هرچه‌ هست‌ تهرانی‌ استعداد خود را در عرصه‌ سینمای‌ كمدی‌ به‌ همه‌ ثابت‌ كرد. این‌ استعداد را سال‌ بعد در فیلم‌ دختر ایرونی‌ نیز دیدیم‌.


● چهارشنبه‌سوری
این‌ بار هدیه‌ تهرانی‌ در بالاترین‌ سطح‌ بازیگری‌ سینمای‌ ایران‌ ظاهر می‌شود. بازی‌ او در چهارشنبه‌سوری‌ یك‌ شگفتی‌ كامل‌ است‌. او پوسته‌ نقش‌ بازی‌ كردن‌ را كه‌ در میان‌ بازیگران‌ سینمای‌ ایران‌ مرسوم‌ است‌، می‌شكافد و با نقش‌ یكی‌ می‌شود.
در برخی‌ صحنه‌های‌ فیلم‌ هدیه‌ تهرانی‌ به‌ تمام‌ معنی‌ معجزه‌یی‌ را شكل‌ می‌دهد. در صحنه‌یی‌ كه‌ با خواهرش‌ در حال‌ گفت‌وگو است‌ و صدایش‌ در بغض‌ و گریه‌ می‌شكند، تماشاگر حدفاصل‌ بازیگر و نقش‌ را به‌ شكل‌ كامل‌ فراموش‌ می‌كند. چهارشنبه‌سوری‌ صعود هدیه‌ تهرانی‌ و ادامه‌ روند تكاملی‌اش‌ در كارنامه‌ بازیگری‌اش‌ است‌. چهارشنبه‌ سوری‌ پس‌ از دو سال‌ فترت‌ ، یك‌ نقطه‌ عطف‌ كامل‌ در پرونده‌ هدیه‌ تهرانی‌ بود.

 
● نقش‌های‌ سوم
هدیه‌ تهرانی‌ در چند فیلم‌، در نقش‌های‌ فرعی‌ ظاهر شده‌ است‌. در خانه‌یی‌ روی‌ آب‌ ساخته‌ فرمان‌آرا، او در نقش‌ منشی‌ دكتر سپیدبخت‌ ظاهر می‌شود كه‌ در انتقام‌ از بی‌تفاوتی‌ و هوسبازی‌ دكتر، مقدمات‌ مرگ‌ او را فراهم‌ می‌كند.
بازی‌ در این‌ فیلم‌ اگرچه‌ تجربه‌ متفاوتی‌ بود اما چندان‌ جلب‌ توجه‌ نكرد.تهرانی‌ در فیلم‌ دوئل‌ ساخته‌ احمدرضا درویش‌ باز هم‌ نقش‌ كوچكتری‌ را ایفا كرد. حضور او در یك‌ فصل‌ ۵ دقیقه‌یی‌ محدود می‌شد و به‌ نظر می‌رسید فیلمساز بیشتر در پی‌ قرارگرفتن‌ نام‌ او در پوستر فیلم‌ بوده‌ است‌.
در یك‌ بوس‌ كوچولو، هدیه‌ تهرانی‌ در نقش‌ فرشته‌ مرگ‌ ظاهر می‌شود كه‌ در طول‌ فیلم‌ به‌ شكل‌ متناوب‌ حضور پیدا می‌كند. در مجموع‌ نقش‌های‌ كوتاه‌ هدیه‌ تهرانی‌، هرچند نشانگر عدم‌ هراس‌ او از تجربه‌های‌ متفاوت‌ است‌، اما هیچكدام‌ نقطه‌ مثبتی‌ به‌ كارنامه‌ او اضافه‌ نكرده‌اند.

 
● فیلم‌های‌ دیگر: دستهای‌ آلوده‌، آبی‌، چتری‌ برای‌ دو نفر، دختر ایرونی‌، جایی‌ برای‌ زندگی‌، سیاوش‌، پارتی

|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 0:2  
 عکس وزندگی گلشیفته فراهانی و پدر و مادرش

عکس : گلشیفته فراهانی و پدر و مادرش [ June 16, 2007 ]
 

golshifteh-pedar-madar.jpg

«یك خانه زیبا،‌یك خانواده هنرمند و حرف‌های واقعی»؛ این كلمه‌ها همه چیزهایی است كه می‌توانم درباره این خانه و خانواده بگویم.
خانواده فراهانی در خانه‌ای زندگی می‌كنند كه به هر گوشه‌اش نگاه می‌كنی، ‌یادی از یك نفر یا وسیله‌ای كه نشانی از یك خاطره‌ باشد، می‌بینی. فهیمه خانم رحیم‌نیا زیاد اهل خاطره نیست اما بهزاد فراهانی همیشه در حرف‌هایش خاطره می‌گوید و می‌رود سراغ تاریخ. این خانواده ۳ فرزند دارد؛ شقایق، آذرخش و گلشیفته. اردشیر رستمی، فرزندخوانده‌شان هم در زندگی، آنها را همراهی كرده است.
شقایق و گلشیفته فراهانی فرزندان بزرگ و كوچك این خانواده‌اند كه در سینما حضور آشنایی دارند. آذرخش هم در زمینه موسیقی فعال است. این روزها، آذرخش تنها فرزند خانه است و طبقه دوم را مال خودش كرده. رحیم‌نیا و فراهانی جواب‌های تصنعی و غیرواقعی نمی‌دهند؛ حرف‌هایشان واقعی است؛ حرف‌هایی از زندگی، فرزندان و تئاتر. در پایان گفت‌وگو خانم رحیم‌نیا می‌گوید: «یادمان رفت از نقاشی بگوییم». رحیم‌نیا علاوه بر اینكه بازیگر تئاتر است، سال‌های طولانی است كه نقاشی می‌كشد.
● بیشتر، خاطره برایتان مهم است ‌یا حالا؟
زیاد به خاطرات فكر نمی‌كنم؛ یادم هم نمی‌ماند. چیزی در گذشته بوده كه باعث شده امروز این جوری شود. من وقتی ندارم كه به خاطرات گذشته فكر كنم زمان با سرعت عجیبی می‌گذرد و من عقب می‌مانم. من سعی‌ام را می‌كنم تا جایی كه می‌توانم عقب نمانم ولی باز عقب می‌مانم. زمان برای من خیلی زود گذشته.
● شاید خوش گذشته كه فكر كرده‌اید سریع گذشته!
آن‌قدر عاشق زندگی بوده‌ام كه گذشت روزها را حس نكرده‌ام. من هنوز خودم را در ۶-۲۵سالگی احساس می‌كنم.
● چه حسی بوده كه هنوز همراهتان است؟
حس حركت، پویایی، آموختن و مفید بودن و احساس كردن.
● چقدر این حس از درون خودتان بوده، چقدر از خانواده؟
این حسی است كه از درون خودم می‌جوشد و به بقیه منتقل می‌شود. دیگران هم كمك كرده‌اند.
● خسته نشده‌اید؟
اصلا. نه حوصله‌ام سر رفته، نه خسته شده‌ام.
● روز كلافگی نداشتید؟
اصلا نبوده.
● تفریح هم زیاد می‌روید؟
چیزهایی كه من با آنها خوشحال می‌شوم شاید كوچك باشند، اما برای من مهم هستند. مثلا وقتی بهزاد برایم لیموترش می‌خرد، كه من در خانه لیموترش ندارم؛ همین خیلی مرا خوشحال می‌كند.
● هیچ‌وقت شده از مسائل مربوط به خودتان خوشحال شوید، جای اینكه فقط برای بقیه خوشحال شوید؟
بیشترین چیزی كه دوست دارم زمانی است كه تئاتر كار می‌كنم؛ فرقی هم برایم نمی‌كند كه تماشاچی باشد یا نه. زمان بازی كردن تئاتر، زیباترین لحظه زندگی من است.
● شما با خاطرات زندگی می‌كنید؟
فراهانی: ما نسلی هستیم كه ۲۰ سال همه نیروی‌مان را گذاشتیم برای اینكه حاكمیت را عوض كنیم. دوران سختی را گذراندیم؛ خیلی سخت. برای بردن یك نمایشنامه روی صحنه رنج فراوانی می‌بردیم. با آروزهای روی هم تلنبار شده زندگی كردیم و به آرزوهایمان نرسیدیم. همیشه تداعی‌ها با من راه می‌روند. از این سال‌ها می‌گذرم و به كودكی‌ام می‌رسم. هیچ هنرمندی نمی‌تواند كودكی‌اش را كه بخش مهمی از خاطرات است فراموش كند؛ اصلا نشئگی لحظه‌های كودكی، فراموش‌شدنی نیست؛ آزادی افزون، مهربانی فراوان، مسئولیت و وظیفه كمتر.
● چه چیزی بیشتر از همه شما را به هم پیوند می‌دهد؟
(رحیم‌نیا به فراهانی نگاه می‌كند و لبخند می‌زند.)
فراهانی: همین؛ لبخندش را دیدی؟ همین لبخند.
رحیم‌نیا: هدف زندگی ما مشترك است. چیزهایی كه دوست داریم مشترك است اما روش‌هایمان فرق دارد.
● غیر از كار.
رحیم‌نیا: مسئله كار نیست. ما بیشتر برایمان رشد فرهنگی و انسانیت مهم است؛ هم برای خود ما، هم اطرافیانمان. من بیشتر معتقد به دیده شدن هستم تا تئوری و حرف‌زدن. محبت هم دیدنی است.
● نقش بچه‌ها در این رابطه چه بوده؟
این پیوند را بیشتر از همه بچه‌ها حفظ كردند. من نمی‌دانم جاهای دیگر دنیا چه‌جوری است اما اینجا یك مسئله را تجربه كرده‌ام؛ حداقل در هر خانواده یك نفر باید از حق خودش بگذرد تا خانواده حفظ شود.
● و این فرد مادر است؟
اولین قربانی همیشه مادر است.
● برای شما هم این اتفاق افتاد؟
صددرصد. من خودم را ندیدم و هیچی نخواستم. من همیشه رنج بردم از اینكه چیزهایی كه دوست داشته‌ام انجام دهم، انجام نداده‌ام؛ این رنج همیشه با من بوده به طوری كه آگاهانه كاری كردم كه شقایق قربانی نباشد. بعد دیدم این كار در اجتماع بهش لطمه زد.
● اشتباه كردید؟
نه، اشتباه نكردم. من بچه‌هایم را آزاد بزرگ كردم؛ بچه‌هایی خلاق. اما به درد زندگی محدود نمی‌خورند.
● از كی احساس كردید در زندگی محو شده‌اید؟
این را حس نكردم، زندگی با من چنین كرد.
● از لحظه ورود بچه‌ها؟
از لحظه‌ای كه شقایق در من زاده شد. من را برای بارداری كنار گذاشتند. من نمی‌خواستم حذف شوم، ولی شدم. همین یك مسئله پیچیده است. ‌من زمان را از دست دادم و اتفاقی كه باید برایم بیفتد، نیفتاد. من گلی را در جای خودم می‌بینیم و از این مسئله خیلی خوشحالم. این خوشحالی ۲ وجه دارد؛ یكی برای شخص گلی، یكی هم برای تجربه‌هایی كه باید می‌كردم و نشد. خیلی چیزها هم شقایق باید به دست می‌آورد كه نشد. امیدوارم شرایطی به وجود آید كه شقایق هم به خواسته‌هایش برسد او دختر بسیار خلاق و هنرمندی است گرافیست و طراح خوبی هم هست و زمینه خوبی برای كارگردانی دارد.
● چقدر این رنج را می‌دیدید؟
فراهانی: چیزی كه بر سر فهیمه آمد، ممكن است دلایل كوچكی درون خانواده داشته باشد اما بیشتر مسئله‌اش به بیرون مربوط می‌شود؛ وقتی فهمیدند باردار شده از كار اخراجش كردند.
● چه سالی بود؟
۵۱. وقتی فهیمه اخراج شد، تنها راه زندگی، كوچ كردن بود. ما قرار گذاشته بودیم كه ادامه تحصیل بدهیم. خودم هم می‌خواستم بدانم جهان چطوری است. وقتی دگرگونی در این ملك احساس شد برگشتیم. یادم است تا سال۶۲ من را در تئاتر شهر راه نمی‌دادند. ما را از جامعه تئاتری كنار گذاشتند. ما رفتیم تئاتر پارس كار اجرا كردیم. بعد دیدیم هیچ كاری نمی‌توانیم بكنیم. گفتیم بچه‌دار شویم. خوشبختانه تولد آذرخش و گلی روح تازه‌ای به زندگی‌مان بخشید. آن سال‌ها در موسسه نشر، كار ویراستاری و ترجمه انجام می‌دادم.
● با وجود فقر بچه‌دار شدید؟
ما همیشه امیدوار بودیم شرایط بهتر شود. سخت‌كوشی من در حدی بود كه دور از چشم فهیمه از شهری به شهر دیگر مسافر می‌بردم. در همین حال در زیرزمین یك خانه ساكن بودیم كه نه حق داشتیم موسیقی كار كنیم، نه حق داشتیم آواز بخوانیم. از یك سو فهیمه هنر را از دست داده بود، از سوی دیگر فقر فشار می‌آورد و از طرف دیگر در یك زیرزمین زندگی می‌كردیم.
● پس بچه برای شما فراتر از حضور بچه در یك زندگی معمولی بود؟
بله.
● چرا در فرانسه نماندید؟
چه فایده داشت؟ من از مهاجرت متنفرم.
رحیم‌نیا: بحث تنفر نیست.
فراهانی: من از غربت‌نشینی متنفرم.
رحیم‌نیا: می‌شد یك زندگی راحت در بعضی كشورها داشت اما چیزی كه در زندگی ما را خوشحال می‌كند، رابطه ما با اطرافیانمان است. فرانسه كه بودیم شب تا صبح خواب ایران را می‌دیدیم؛ خواب دوست‌ها و آشناهایمان را. همه چیز زیبا بود اما به ما تعلق نداشت و ما به آن‌جا تعلق نداشتیم.
● سهمی از خودتان آنجا نداشتید؟
رحیم‌‌نیا: خیلی خوب بود اما احساس كردیم زندگی ما موقتی است. زندگی اصلی ما درایران جریان دارد.
فراهانی: بعد هم كه برگشتیم مدارك فهیمه را بردم برای استخدام ولی استخدامش نكردند.
رحیم‌نیا: فرض كن استخدام هم می‌كردند؛
۲ تا بچه داشتم؛ با وجود بچه‌ها نمی‌شد كار كرد. مسئولیت بچه ها خیلی سنگین است. باید آگاهانه آنها را تربیت كرد.
● این تربیت آگاهانه باعث شده كه ۳ فرزند متفاوت داشته باشید؟
بچه‌ها وقتی به دنیا می‌آیند، هر كدام ذات خودشان را دارند. پدر و مادرها هم، هر چقدر به جلو می‌روند به خاطر تغییر آگاهی خودشان، رفتارشان عوض می‌شود. بچه‌های اول همیشه قربانی‌اند. كم‌كم پدر و مادرها یاد می‌گیرند اشتباهاتشان را تصحیح كنند. من در حالی كه بچه‌ها را شیر می‌دادم، دست دیگرم كتاب بود تا درباره آنها بخوانم. هم رفتار ما با آنها تفاوت داشت هم جامعه.
● ظاهرا این میان شرایط شقایق با بقیه متفاوت است.
شقایق، حاصل تضاد است. ۲ سالش بود كه رفتیم فرانسه. بعد برگشتیم ایران. بعد انقلاب شد. ۱۶ سالش بود كه رفت آلمان، استرالیا و آمریكا. آذرخش و گلی بچه‌های انقلابند.
● تضاد در خانواده‌تان هم بود؟
بله، بهزاد از جامعه روستایی بود، من شهری. تضاد اول در خانواده‌ه‌ها بود. با شناخت از هم، این تضاد كمتر شد.
● فضای نوجوانی شما با فضای نوجوانی فرزندان‌تان متفاوت بود؟
رحیم‌نیا: من وقتی با بهزاد ازدواج كردم دانشجوی دانشكده‌ هنرهای تزئینی بودم. تا آن موقع به تئاتر هم نرفته بودم. هیچ‌كس موافق كار تئاتر من نبود ولی شرایطم به گونه‌ای بود كه با وجود مخالفت‌ها جلو رفتم. پدرم ایران نبود و من با مادربزرگ و خاله‌ام زندگی می‌كردم. من رفتم، چون دلیل كارم را می‌دانستم.
● آنجا با هم آشنا شدید؟
بله. در گروه هنر ملی با هم آشنا شدیم. یك سال طول كشید تا تصمیم گرفتم با بهزاد ازدواج كنم. او خیلی متفاوت بود اما همه به‌شدت مخالف بودند. پدرم گفت یا بهزاد را انتخاب كنم، یا آنها را. من كه به انتخاب خود اطمینان داشتم بهزاد را انتخاب كردم و مطمئن بودم كه آنها هم روزی متوجه حقیقت خواهند شد.
● وقتی آقای فراهانی را انتخاب كردید، رابطه‌تان با خانواده‌تان چه شد؟
تا وقتی شقایق به دنیا آمد، با ما رابطه نداشتند. وقتی شقایق به دنیا آمد و دیدند ما زندگی خوبی داریم، نظرشان عوض شد.
● پس برای ازدواج، منطقی فكر نكردید؟
من با عشق ازدواج كردم.
● اشتباه نكردید؟
نه، من زندگی سختی را گذراندم. زندگی با بهزاد آسان نیست، چون آدم متفاوتی است و اگر شناخت درستی از شخصیتش نداشته باشی، زندگی برایت سخت می‌شود. بهزاد به اصولی كه به آنها معتقد است، بسیار پایبند است.
● چه اصولی؟
اصول اخلاقی و انسانی.
● ظاهرا نظم خانه را شما حفظ می‌كنید؟
بله، ولی شاید ویژگی مثبتی نباشد. من به نظم معتقدم. سعی كردم این نظم را به بچه‌‌ها هم آموزش دهم. درباره گلی موفق بودم. وقتی گلی به دنیا آمد از بهزاد خواستم دخالتی در تربیتش نكند.
● این نظم به تربیت خودتان برمی‌گشت؟
از بچگی طوری بزرگ شدم كه تابع نظم بودم. با ازدواج با بهزاد كم‌كم این حالت در من متعادل شد.
● سهم شما در تربیت بچه‌ها چه بود؟
فراهانی: در سال‌هایی كه فرصت كار نداشتیم، شب‌ها با آذرخش و گلی می‌رفتیم در كوچه پس‌كوچه‌های یوسف‌آباد قدم می‌زدیم. سعی می‌كردم علاقه به ادبیات و هنر را در وجود آنها بكارم.

● چه‌جوری؟
برایشان قصه می‌گفتم، خاطره تعریف می‌كردم.
● همبازی بچه‌ها نبودید؟
فكر كنم من این‌قدر كه با گلی، آذرخش و اردشیر فوتبال بازی كردم، هیچ پدری بازی نكرده.
رحیم‌نیا: و قایم موشك.
فراهانی: من و گلی یك طرف می‌ایستادیم، آذرخش و اردشیر طرف دیگر.
● چرا حرف‌هاتان درباره بچه‌ها را با شقایق شروع نكردید؟
شقایق در شرایط خاصی بزرگ شد. چیزی كه من به بچه‌هایم یاد دادم، سختكوشی، كمی غرور، یك كمی دشمن‌شناسی و عشق به مردم است. هرگز هم نگذاشتم هنردوستی در آنها بمیرد.
● هیچ وقت احساس نكردید كه كم وقت گذاشته‌اید؟
نه، یكی دو تا اشتباه تاریخی این وسط پیش آمد ولی من تلاشم را كردم. ما شقایق را به عشق آموختن كارگردانی حركات موزون به آلمان فرستادیم تا بعد به چكسلواكی برود و درس بخواند. وقتی به آلمان رفت، تنش‌های اتحاد جماهیر شوروی و چكسلواكی شروع شد. او دیگر نمی‌‌توانست به چكسلواكی برود. خاله شقایق پیشنهاد داد او به استرالیا برود. شقایق به استرالیا رفت، بعد هم آمریكا. سرنوشت شقایق هی عوض می‌شد. او باید می‌رفت چكسلواكی درس می‌خواند ولی نشد.
● به شانس اعتقاد دارید؟
نه.
● فكر نمی‌كنید شقایق بدشانس بوده؟
وقتی می‌گویید شانس، احساس می‌كنم به ساحت مقدس انسان توهین می‌كنید.
● شما به تراژدی اعتقاد ندارید؟
تحلیل من از تراژدی، به معنی سرنوشت نیست.
● شما چطوری وارد این حرفه شدید؟
شرایط خیلی پیچیده‌ای بود. من پدرم تعزیه‌خوان بود؛ نقش امام را می‌خواند. از ۵سالگی در تعزیه بودم.
● وقتی وارد حرفه تئاتر شدید، طرد نشدید؟
نه، من ۱۷سالم بود كه در رادیو و تئاتر كارم را شروع كردم؛ تئاتر را با سركیسیان شروع كردم. پدر و مادرم در روستا زراعت می‌‌كردند. اینجا با دایی‌ام بودم. بعد از مدتی دایی‌ام را هم ترك كردم. آدم مستقلی بودم.
رحیم نیا: خانواده بهزاد دوست نداشتند او وارد این كار شود.
فراهانی: پدرم می‌گفت یا معلم شو یا سرهنگ.
● شما چطوری وقت بچه‌ها را پر می‌كردید؟
رحیم‌نیا: روی میز ما همیشه پر از مداد و رنگ و كاغذ، قیچی، چسب و دفتر نقاشی بود. چیزی كه این میان خیلی مهم بود، مطالعه بود. وقتی بچه‌ها كوچك بودند برایشان كتاب می‌گرفتم و با هم می‌خواندیم. عاشق كتاب بودند. آذرخش وقتی كمی سنش بیشتر شد برای خودش كتاب می‌خرید و داستان می‌نوشت. اولین بار كه داستان‌هایش را خواندم، از شوق گریه كردم.
● دوست داشتید بچه‌ها چه‌كاره شوند؟
خیلی فكر نكردم؛ فقط سعی داشتم خلاق باشند.
● دوست نداشتید گلی موسیقیدان شود، نه بازیگر؟
اولش ناراحت بودم، چون خودم تجربه بدی از بازیگری داشتم؛ دوست نداشتم او اذیت شود...
فراهانی: كسی با مخالفتت جنگید؟
رحیم‌نیا: شقایق گلی را به سمت بازیگری سوق داد. بازیگری آن‌قدر جذاب است كه وقتی وارد شوی، ماندگارش می‌شوی. خودش می‌گوید كار موسیقی را هم ادامه خواهد داد.
فراهانی: برای دل تو نمی‌گوید؟
● بین بچه‌ها فرق هم گذاشته‌اید؟
رحیم‌نیا: فرق نه. من آرزو دارم بچه‌هایی كه هنوز نتوانسته‌اند خلاقیتشان را نشان دهند، زمینه بروز استعدادشان برایشان فراهم شود.
فراهانی: برای من بچه‌ها با هم هیچ فرقی ندارند؛ هیچ‌كدامشان هم به نظرم موفق‌تر از بقیه نبوده‌اند. شقایق در شرایط جنگ گلادیاتوری زندگی كرد و هنوز سرپاست. كار آذرخش هم واقعا خوب است.
بچه‌های من هر كدام در شرایط متفاوت اجتماعی بزرگ شدند. گلی به نسبت، شرایط آرامی را تجربه كرد. آذرخش در جنگ بزرگ شد. شقایق هم زندگی پیچیده‌ای داشت.
رحیم‌نیا: گلی شخصیتش به گونه‌ای است كه مرتب به آدم ابراز علاقه می‌كند. در شدیدترین گرفتاری‌ها باز به ما زنگ می‌زند، پیغام می‌گذارد، به دیدنمان می‌آید ونسبت به ما احساس مسئولیت می‌كند.
فراهانی:گاهی گلی یادداشت‌هایی برایم می‌گذارد كه تنم می‌لرزد. یادم است یك‌بار ۴۰ تا قلب روی كاغذ كشیده بود و نوشته بود «بابا دوستت دارم». ابراز محبت شقایق و آذرخش به شكل دیگری است. من گاهی در وجود آذرخش محبت‌های پیچیده، خاص و عمیق دیده‌ام كه در كس دیگری ندیده‌ام. احساس‌های شقایق هم خاص خودش است. گاهی چیزهایی از شقایق می‌بینم كه یاد ۱۸سالگی خودم می‌افتم. من از موفقیت گلی همان‌قدر خوشحال می‌شوم كه از موفقیت هر بازیگر دیگری هم خوشحال می‌شوم. موفقیت گلی برای من همان‌قدر دوست داشتنی است كه موفقیت باران كوثری یا ترانه علیدوستی.
● ازتان گله هم می‌كنند؟
رحیم‌نیا: خیلی زیاد. اگر پای حرف‌های آنها بشینید فكر می‌كنید ما بدترین پدر و مادر دنیا بوده‌ایم. گاهی اطرافیان به ما یادآوری می‌كنند كه خیلی هم پدر و مادر بدی نبوده‌ایم.
فراهانی: بگذارید یك مثال بزنم؛ یادم است آذرخش كوچك بود. یك دوچرخه داشت كه ۳ساعت با آن دور حیاط چرخ می‌زد. وقتی بزرگ‌تر شد، تقاضای دوچرخه بزرگی كرد. ما نمی‌توانستیم برایش دوچرخه بگیریم.
● رحیم‌نیا: داشتیم، بهزاد به یك دلیل دیگر دوچرخه نگرفت.
فراهانی: آن موقع یوسف‌آباد زندگی می‌كردیم؛ خیابان‌های پرشیب با تقاطع‌های وحشتناك. اگر برای آذرخش دوچرخه می‌گرفتم، حتما در آن خیابان‌ها می‌مرد.
رحیم‌نیا: اشتباه بهزاد این بود كه به آذرخش دلیل نگرفتن دوچرخه را نمی‌گفت و هی می‌گفت می‌خرم.
● شما بیشتر، بچه‌ها را بیرون مدرسه به كلاس‌های مختلف مشغول می‌كردید؟
بچه‌ها را خیلی كلاس می‌گذاشتم. دكتر امیرحسین آریان‌پور محبت كردند و درباره آموزش بچه‌ها با من صحبت كردند. او به من گفت فرصت تجربه كردن محیط بیرون را برای بچه‌ها فراهم كن. برای من مهم نبود كه معدل كل ۱۸شود یا ۲۰؛ مهم این بود كه چیزی یاد بگیرند. آنها را به تئاتر،‌سینما،‌نمایشگاه‌های نقاشی، موزه‌ها، پارك‌ها و طبیعت می‌بردیم كاری كا مادرها امروز كمتر برای بچه‌هایشان انجام می‌دهند و سام، نوه عزیز ما هم از این جریان مستثنا نیست.
● به این ترتیب آداب مدرسه برای بچه‌ها سخت نبود؟
فراهانی: بعضی وقت‌ها بوده، گاهی نبوده.
رحیم نیا: درباره آذرخش خیلی اذیت شدم. وقتی از مدرسه به خانه می‌آمد؛ می‌دانستم خانه، تنها جایی است كه او می‌تواند خودش را خالی كند. گلی هم خیلی با من همراهی می‌كرد؛ در خانه منفجر می‌شد. طبعا باتوجه به روابط پدر و پسری، با پدرش هم خیلی حرف نمی‌زد. به همین ترتیب انفجارهای پدرش هم در خانه بود.
● به خاطر بچه‌ها رابطه‌تان تخریب نشد؟
در یك دوره زمانی شد. من با تمام وجود با بچه‌ها بودم. آن موقع زندگی‌ام لطمه زیادی دید.
● بعد ترمیم شد؟
رحیم نیا: تا حدود زیادی بله.
● اول گفتید بچه‌ها تأثیر مثبت گذاشتند، حالا می‌گویید منفی!
من می‌خواستم بچه‌ها سالم و آزاد بزرگ شوند؛ این سخت بود.
فراهانی: روابط عاطفی انسان‌ها در دوره‌های مختلف، متفاوت است.
ازلیت یك رابطه وقتی تثبیت شد مسائل كوچك پیش می‌آید. شاید گاهی درگیری پیدا شود ولی مهم نیست. من به این معنا رسیده‌ام كه تا ابد با این بانو زندگی كنم. یك‌بار به دلیلی در حمام بیهوش شد، اگر نرسیده بودم سرش به وان می‌خورد. من عزیزان زیادی را از دست داده‌ام ولی وقتی فهیمه بیهوش شد تازه فهمیدم اگر نباشد چه بلایی سرم می‌آید.
● اگر یك روز یكی از بچه‌ها بیاید خانه و بگوید كسی را اتفاقی كشته، چكار می‌كنید؟
فراهانی: خودم را به جایش معرفی می‌كنم.
● فداكاری؟
نه، این حركت یك پدر است؛ یك پدر واقعی و معمولی.

آذر اسدی كرم - همشهری آنلاین

   


بازديد : 73848

تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 20:18  
 زندگی نامه پوتین




زندگینامه ولادیمر پوتین : ولاديمير پوتين در 7 اكتبر 1952 در لنينگراد (سن پترزبورگ كنوني) متولد شد. در سال 1975 پوتين در رشته حقوق از دانشگاه لنينگراد فارغ‌التحصيل شد او چند سال بعد مدرك دكتراي خود در رشته اقتصاد را دريافت كرد. پس از فارغ‌التحصيلي پوتين از سوي كا.گ.ب به همكاري دعوت شد و از سال 1985 تا سال 1990 از سوي سازمان اطلاعات روسيه در آلمان به كار مشغول شد. در سال 1990 پوتين به مقام مشاور رييس دانشگاه دولتي لنينگراد در امورخارجه برگزيده شد. او سپس در سمت مشاور رييس شوراي شهر لنينگراد به انجام وظيفه پرداخت.در ژوئن 1991 او به رياست كميته روابط بين‌الملل شوراي شهر سن پترزبورگ برگزيده شد. لنينگراد پس از فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي به سن پترزبورگ تغيير نام داد. در سال 1994 پوتين با حفظ سمت، مقام معاونت شهردار سن پترزبورگ را نيز عهده دار شد. در اوت 1996 نيز پوتين به سمت معاون دايره اداري رياست جمهوري روسيه منصوب شد، در مارس 1997 نيز سمت معاونت اجرايي دفتر رياست جمهوري روسيه و رياست دايره مركزي تحقيقات و نظارت دولت را به عهده گرفت. در ماه مه 1998 با ارتقاي سمت در مقام معاون اول دايره اداري رياست جمهوري منصوب شد . در ژوئيه 1997 پوتين سمت مديريت سرويس امنيت فدرال روسيه را عهدار شد، چندي بعد او با حفظ سمت، مقام دبيركل شوراي امنيت ملي روسيه را نيز به عهده گرفت. سرانجام در اوت 1999 پوتين به نخست وزيري روسيه رسيد.در 31 دسامبر 1999 نيز ولاديمير پوتين پس از استعفاي بوريس يلتسين، به عنوان رييس جمهوري موقت روسيه برگزيده شد.در مارس 2000 او به رياست جمهوري روسيه انتخاب شد.در مارس 2004 نيز پوتين براي بار دوم به كرملين راه يافت.ولاديمير پوتين در دوره رياست جمهوري خود از نفوذ سرمايه داران در امور سياسي كاست و قدرت حكومت مركزي را درسراسر روسيه بسط داد. پوتين برخلاف سلف خود بوريس يلتسين از سياست‌هاي يكجانبه گرایانه ايالت متحده آمريكا در جهان حمايت نمي‌كند و از مخالفان استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در دو كشور لهستان و جمهوري چك است.در زمان پوتين وقايع گروگانگيري در تئاتر مسكو و مدرسه‌اي در شهر بسلان با مداخله نيرو‌هاي امنيتي روسيه پايان يافتند.پوتين به خوبي به زبان‌هاي آلماني و انگليسي صحبت مي‌كند. او با لودميلا پوتينا ازدواج كرده كه ثمره اين ازدواج دو دختر به نام‌هاي ماريا و كاترينا است .
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 12:13  
 زندگی نامه محمد رضا شاه
زندگينامه محمدرضا شاه پهلوي

 

 

 

محمدرضا شاه

محمدرضا پهلوي (زادهٔ ۲۶ اكتبر ۱۹۱۹ در تهران- درگذشتهٔ ۲۷ ژوئيه ۱۹۸۰ در قاهره) از ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱ تا وقوع انقلاب ايران در ۱۱ فوريه ۱۹۷۹ پادشاه ايران بود. او با وقوع انقلاب بركنار شد و از اين رو آخرين شاه نظام سلطنتي در ايران به حساب مي‌آيد. او صاحب عناوين «شاهنشاه» و «آريامهر» بود.

 

آغاز زندگي و دورهٔ كودكي

او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۲ عقرب ۱۲۹۸/‏۲۶ اكتبر ۱۹۱۹) در تهران به دنيا آمد. پدر او «رضاخان ميرپنج سوادكوهي» (بعدها رضاشاه پهلوي) و مادرش تاج‌الملوك آيرملو (بعدها «ملكهٔ مادر») بود.

 

جواني و وليعهدي

پس از به سلطنت رسيدن پدرش به مقام وليعهدي رسيد. تحصيل را در مدرسه نظام آغاز كرد و از كودكي زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوي‌اش آموخت. در دوازده سالگي او را براي ادامه تحصيل به مدرسه شبانه‌روزي «لو روزه» (Le Rosey) نزديك شهر لوزان در سوئيس فرستادند. در ۱۷ سالگي به ايران بازگشت و در دانشكده افسري تحصيل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزيه خواهر ملك فاروق پادشاه مصر ازدواج كرد. حاصل اين پيوند دختري به نام شهناز بود.

 

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 14:55  
 زندگی نامه گلشیفته فرهانی

گلشیفته فراهانی

 

 

بالاخره بعد سالها یکه تازی هنرمند فوق العاده و بسیار ماهر کشورمان خانم هدیه تهرانی اینک نوبت به ستاره دیگری از آسمان پر ستاره سینمای ایران رسیده تا حرف اول را بزند و او کسی جز گلشیفته فراهانی نیست .

گلشیفته فراهانی در ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران متولد شد. وی فرزند «بهزاد فراهانی» و «فهیمه رحیم نیا»، خواهر «شقایق فراهانی»، بازیگران سینما و تلویزیون می‌باشد. او دانشجوی رشته موسیقی از دانشگاه جامع علمی کاربردی است. همچنین بازی در سینما را از سال ۱۳۷۶ با فیلم «درخت گلابی» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» آغاز کرد.در فیلم‌های «درخت گلابی»، «زمانه»، «بوتیک»، «اشک سرما»، «به نام پدر»، «میم مثل مادر»، «گیس بریده» و «سنتوری» به ایفای نقش پرداخته که با درخت گلابی بهترین بازیگر نقش اول جشنواره ۷۶ شد و برای بوتیک و اشک سرما سومین بازیگر جشنواره ۸۲ بهترین بازیگر هشتمین دوره جشن خانه سینما و بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره (نانت فرانسه) رابدست آورد.فیلم «میم مثل مادر» با هنرمندی وی از استقبال فراوان تماشاگران و منتقدان برخوردار گشت. در این فیلم وی نقش مادری شیمیایی شده در جنگ ایران و عراق و صاحب فرزندی که دچار مشکلات تنفسی است را ایفا می‌کند.

 

فیلم شناسی

جوایز

|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 14:49  
 زندگی نامه مایکل جکسون

مایکل جوزف جکسون (: Michael Joseph Jackson) که با نام MJ هم شناخته می‌شود، خواننده، تهیه‌کننده، ترانه‌نویس و طراح رقص آمریکایی، از مطرح‌ترین ستاره‌های موسیقی مردمی دهه ۸۰ به‌شمار می‌رود که به خاطر حرکات رقص خیره‌کننده، ویدئو کلیپ‌های ساختارشکن و کمک به ارتقای جایگاه هنرمندان سیاه‌پوست در صنعت موسیقی ایالات متحده معروف است . . .


مایکل جوزف جکسون (به انگلیسی: Michael Joseph Jackson) که با نام MJ[۱] هم شناخته می‌شود، خواننده، تهیه‌کننده، ترانه‌نویس و طراح رقص آمریکایی، از مطرح‌ترین ستاره‌های موسیقی مردمی دهه ۸۰ به‌شمار می‌رود که به خاطر حرکات رقص خیره‌کننده، ویدئو کلیپ‌های ساختارشکن و کمک به ارتقای جایگاه هنرمندان سیاه‌پوست در صنعت موسیقی ایالات متحده معروف است

موسیقی، کلیپ‌های تصویری و شیوه زندگی او بیش از ۴۰ سال است که جزئی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ پاپ در آمریکا و جهان بوده‌است.

زندگی نامه مایکل جکسون و عکس ها وکارهای معروفش در ادامه مطلب

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 0:35  
 زندگی نامه مهران مدیری
مهران مدیری


نام و نام خانوادگی: مهران مدیری
تاریخ تولد : ۱۸ فروردین ۱۳۴۰
محل تولد : تهران







......................
مهران مدیری (زاده ۱۸ فروردین ۱۳۴۰ در تهران) یکی از کارگردانان و بازیگران مجموعه‌های طنز سیمای ایران است. از جمله مجموعه‌هایی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می‌توان از شب‌های برره، پاورچین، نقطه‌چین، باغ مظفر و مرد هزار چهره نام برد. وی از محبوبیت خاصی در میان مردم برخوردار است.
پدر و مادرش اراكي هستند.
پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.

 
بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 23:56  
 زندگی نامه جمشید مشایخی
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 23:53  
 زندگی نامه پرویز پرستویی
پرویز پرستویی



 
نام: پرویز پرستویی
تاریخ تولد: 1334 (همدان)
مدرک تحصیلی: دیپلم طبیعی
دارای مدرک درجه یک هنری (معادل لیسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
...............................................
فعالیت هنری را از سال 1348 با اجرای نمایش در مراکز رفاه، کاخ جوانان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد.
در سال 1353 برای بازی در نمایش « دکه » و یک سال بعد برای بازی در نمایش « تسلیم شدگان » جایزه کاخ جوانان را گرفت.
برای نخستین فیلمش « دیار عاشقان » دیپلم افتخار بازیگر نقش دوم را در دومین جشنواره فجر گرفت.
او همچنین برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم « لیلی با من است » و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم « آژانس شیشه ای » شد.
بازی زیبای او در فیلم « مومیایی 3 » تحسین همگان را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر برانگیخت.
سال 1380 سال خوبی برای او نبود. فیلم « آب و آتش » با بازی نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فیلم تکه پاره شده « موج مرده » با تکرار نقش حاج کاظم « آژانس شیشه ای » چهره موفقی از پرویز پرستویی به جا نگذاشت.
پرویز پرستویی در سال 1381 فیلم نچندان موفق « عزیزم من کوک نیستم » را با بازی خوبش بر پرده سینماها داشت که در همان سال یکی از دو جایزه بهترین بازیگر مرد را از « جشن ماهنامه دنیای تصویر » دریافت کرد.
پرویز پرستویی در سال 1382 بار دیگر چشمها را به سوی خود خیره کرد. بازی معرکه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولک » در فیلم « مارمولک » (کمال تبریزی) سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران جشنواره بیست و دوم فیلم فجر (بهمن 1382) و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد هشتمین جشن خانه سینما (شهریور 1383) را برای او به ارمغان آورد. 
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 23:48  
 زندگی نامه مهناز افشار

مهناز افشار


افشار که تا مقطع دیپلم در رشته تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می باشد و مدتها به خاطر ‏شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز ‏قرار داشت.

مهناز بازی را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگردانی علی ‏شاه حاتمی در سال 77 به سینما راه یافت . فیلم شکست می خورد اما لااقل او را برای اندک زمانی می ‏شناسند.سپس با محسن محسنی نسب درام ورزشی شیرهای جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال ‏‏78 به سرانجام می رساند که با استقبال قابل قبولی روبرو می شود . اما هنوز برای عرض اندام فرصت ‏دست نداده بود . تا اینکه دار سال 80 از راه می رسد و نادر مقدس از او برای در نقش مقابل بهرام رادان ‏دعوت به عمل می آورد .

شور عشق ساخته می شود و ناگهان هر دو چهره اصلی فیلم به شهرتی باور نکردنی دست پیدا می کنند ‏‏. سال بعد از آن در خاکستری به کارگردانی مهرداد میر فلاح بازی می کند که به خاطر موضوعش توقیف ‏می شود . توقیف فیلم جنجالهای مطبوعاتی و حواشی غیر قابل کنترل پیرامون افشار او را به سکوت می ‏کشاند و سر انجام در سال 80 با نگین در یک نقش نامتعارف و باز هم جنجالی باز می گردد دختری در ‏قفس در سال در سال 81 هیچگونه موفقیتی را با او همراه نمی کند.اما سال 82 شانس یک باره در خانه ‏افشار می زند سه فیلم زهر عسل ،کما و سیزده گربه روی شیروانی با فروش بالایی روبرو می شوند . ‏افشار یک پله بالاتر می آید ضمن آنکه اکران تقریبا همزمان سه فیلم از او نام و چهره اش را بیشتر در ذهن ‏ماندگار می کند.

زهر عسل در کنار شهاب حسینی و گلزار جای چندان کاری نداشت در واقع ساخته ابراهیم شیبانی به غیر ‏از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسینی هیچ نکته مثبتی در خود نداشت و نمی توان فیلم را متعلق ‏به افشار دانست که یک اثر کاملا مردانه بود .کما به همین طریق باحضور امین حیایی و گلزار یک اثر کاملا ‏مردانه به حساب می آمد . اما 13گربه روی شیروانی با وجود داشتن فضایی فانتزی و تاکنون تجربه نشده و ‏داشتن چهره های مطرحی چون گلزار و شریفی نیا و نواب صفوی او را در سطح خوبی شناور نگه می دارد. ‏سال 83 در فیلم آکواریوم نیز در کنار امین حیایی و سالاد فصل در کنار شریفی نیا و شکیبا ظاهر می شود ‏‏. او در سالاد فصل همبازی قدرتمند و قوی چو ن لیلا حاتمی را در کنار داشت . امسال او نیز تنها به بازی در ‏کارگران مشغول به کارند به کارگردانی مانی حقیقی پاسخ مثبت داده است.

ادامه در ادامه مطلب


 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 23:44  
 درسی از ادیسون، روایتی زیبا
انسانهای بزرگ تفکرات بزرگی دارن و با دقت در زندگی اونها می تونیم درسهای بزرگی رو فرابگیریم. داستان زیر یکی از این داستانهای زیباست.(ادیسون)

ا


ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد…

 

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

 

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!

 

آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود…

 

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!

 

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.

 

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

 

من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

 

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!

 

چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

 

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد…!

 

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!!

 

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد…

 

روحش شاد

برای اونایی که دوست دارن بیشتر بدونن ادامه مطلب

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 13:27  
 هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن



هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم که انیشتن این فرمول[e=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده کنید!

زندگی نامه و چند عکس دیگر در ادامه مطلب

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 13:15  
 زندگی نامه قابل توجه مستر بین


روان آتكينسون) معروف به (مستربين) كمدين معروفي كه سال‌هاست خنده را بر لبان مردم دنيا مي‌نشاند، در 6 ژانويه 1955 در (نيوكاسل) انگليس در منطقه (تينه) متولد شد. پدرش (اريك آتكينسون) و مادرش (الا مي)‌ نام داشت.

مطالب بیشتر در ادامه مطلب



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 0:36  
 زندگی نامه هیفا وهبی omid20000.blogfa


زدر سن 16 سالگی ، هیفا در مسابقه زیبایی جنوب لبنان برنده شد و در سال 1995 در قسمتی از رقابت میس لبنان او برنده شد و زن جوان زیبا در لبنان یک سال بعد او درخواستهای کلان برای Fashion Show داشت.


زندگی نامه وچند عکس دیگر در ادامه مطلب

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 2:42  
 زندگی نامه اقای دکتر احمدی نژاد!




پدر ايشان آهنگر بوده و هفت فرزند داشت، محمود احمدی‌نژاد فرزند چهارم خانواده است و از يك سالگی به همراه خانواده خود از آن شهرستان كوچ كرده و در تهران اقامت گزيدند، وی دوران تحصيلات خود را تا مقطع پايان متوسطه در مدارس تهران از جمله مدرسه سعدی و دانشمند پشت سرگذاشته و با كسب رتبه 130 از كنكور سراسری قبول شده و در سال 1354 در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصيلات عالی را شروع كرد

زندگی نامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 1:57  
 زندگی نامه نانسی


نانسی عجرم به عنوان یکی از زیباترین خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت که کار خواندن را شروع می کند و از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اودیت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پیشکسوت هستش به صورت حرفه ای شروع کرد!


زندگی نامه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 0:16  
  زندگی نامه گوگوش


فائقه آتشين ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي اوانتخاب كردند.

زندگی نامه وچند عکس دیگه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 0:8  
 زندگی نامه جنیفر لوپز

لوپز متولد 26 جولای 1970 در برانکی نیویورک از والدینی اهل پورتریکو می باشد . در 1998 یکی ار تحسین بر انگیزترین نقش های خود را مقابل جورج کلونی در خارج از دید ساخته الیور استون سودربرگ ایفا می کند که برداشتی از نوولی نوشته المورلئوناردو بود.

زندگی نامه وچند عکس دیگر جنیفر لوپز در ادامه مطلب



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 15:52  
 زندگی نامه انجلینا


او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش "جان ویت" ( برنده جایزه آکادمی ) و نام مادرش "مارچلین برتلند" است. همچنین او خواهرزاده "چیپ تایلور " می باشد. در ضمن "جولی" در زبان فرانسه به معنای "زیبا" است.

زندگی نامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط omid20000 در و ساعت 15:42